معنی ۱neutral · 86%
دستگاه برقی آشپزخانه که مواد غذایی یا نوشیدنیها را مخلوط و یکدست میکند.
مثالهای طبیعی
I put the banana and milk in the blender.
موز و شیر را داخل مخلوطکن ریختم.
We need a blender to make soup.
برای درستکردن سوپ به مخلوطکن نیاز داریم.
Switch off the blender before opening it.
پیش از بازکردن درِ مخلوطکن آن را خاموش کن.
نکتهٔ کاربردی
Blender مواد را مخلوط یا پوره میکند؛ toaster برای برشتهکردن نان و kettle برای جوشاندن آب است.
