معنی ۱neutral · 85%
یک بار سریع بستن و باز کردن چشمها.
مثالهای طبیعی
He gave a quick blink in the bright light.
او زیر نور شدید یک بار سریع پلک زد.
A single blink can spoil a photograph.
یک پلک زدن هم میتواند عکس را خراب کند.
With each blink, her eyes felt less dry.
با هر بار پلک زدن، چشمهایش کمتر خشک میشد.
نکتهٔ کاربردی
Blink معمولاً حرکت هر دو چشم است؛ اما wink بیشتر بستن و باز کردن عمدی یک چشم است.
ترکیبهای رایج
— یک بار سریع پلک زدن
