بیخیال و بیتوجه به آسیبها یا پیامدهای احتمالی بودن.
مثالهای طبیعی
The official showed blithe disregard for safety warnings.
آن مقام به هشدارهای ایمنی بیاعتناییِ بیخیالانه نشان داد.
His blithe confidence troubled the cautious investors.
اعتمادبهنفس بیپروای او سرمایهگذاران محتاط را نگران کرد.
The team remained blithe about the serious risks.
گروه در برابر خطرات جدی همچنان بیخیال ماند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب لحنی انتقادی دارد؛ پشت ظاهر آسوده، بیتوجهی نامناسب به خطر پنهان است.
