معنی ۱neutral · 87%
با قرار گرفتن در مسیر، مانع حرکت، دسترسی یا پیشرفت شدن
مثالهای طبیعی
A fallen tree blocked the road.
درختی که افتاده بود، جاده را مسدود کرد.
The tall building blocks our view.
ساختمان بلند جلوی دید ما را میگیرد.
Do not block the emergency exit.
خروجی اضطراری را مسدود نکنید.
نکتهٔ کاربردی
مفعول `block` چیزی است که حرکت، دسترسی یا دیدن آن با مانع روبهرو میشود.
ترکیبهای رایج
— جاده را طوری بستن که رفتوآمد از آن ممکن نباشد

