معنی ۱neutral · 85%
داشتن رنگ موی زرد روشن یا طلایی.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بلوند
Deutsch
blond
Հայերեն
շիկահեր
shikaher
مثالهای طبیعی
She has blonde hair.
او موهای بلوند دارد.
Her hair is blonde.
موهای او بلوند است.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /blɒnd/آمریکایی: /blɑːnd/
یکبخشی است و تأکید کامل روی آن قرار دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بلوند
Deutsch
blond
Հայերեն
շիկահեր
shikaher
She has blonde hair.
او موهای بلوند دارد.
Her hair is blonde.
موهای او بلوند است.
The blonde girl smiled.
دختر بلوند لبخند زد.
blonde معمولاً برای رنگ مو استفاده میشود. همچنین میتواند برای توصیف یک شخص با اشاره به موهای بلوند او بهکار برود.
She has blonde hairs.
She has blonde hair.
وقتی دربارهٔ رنگ موی یک نفر صحبت میکنیم، hair معمولاً اسم غیرقابلشمارش است.
برای توصیف موهایی با رنگ زرد روشن یا طلایی از blonde استفاده کنید. این واژه معمولاً قبل از hair یا بعد از be قرار میگیرد.
جملهای را انتخاب کنید که blonde در آن درست استفاده شده است.