لکهای تیره یا نامنظم که بر اثر جوهر، آلودگی یا مادهای دیگر به وجود میآید.
مثالهای طبیعی
An ink blot covered the last word.
لکهٔ جوهری کلمهٔ آخر را پوشاند.
Several black blots appeared on the white paper.
چند لکهٔ سیاه روی کاغذ سفید ظاهر شد.
That blot makes the signature difficult to read.
آن لکه خواندن امضا را دشوار میکند.
نکتهٔ کاربردی
blot به خودِ لکه اشاره دارد؛ فعل blot بسته به ساختارش میتواند به معنی جذب کردن مایع یا لکه انداختن باشد.
