معنی ۱neutral · 86%
دارای چشمهایی به رنگ آبی.
مثالهای طبیعی
Their baby is blue-eyed.
نوزاد آنها چشمآبی است.
Which blue-eyed child is your cousin?
کدام بچهٔ چشمآبی پسرخاله یا دخترخالهٔ توست؟
Our blue-eyed cat likes sleeping on the sofa.
گربهٔ چشمآبی ما دوست دارد روی مبل بخوابد.
نکتهٔ کاربردی
Blue-eyed فقط رنگ چشم را توصیف میکند، نه رنگ مو یا لباس؛ این صفت مرکب با خط تیره نوشته میشود.
ترکیبهای رایج
— کودک چشمآبی
