معنی ۱neutral · 87%
سوار اتوبوس، قطار، هواپیما یا کشتی شدن
مثالهای طبیعی
Passengers boarded the plane at nine.
مسافران ساعت نه سوار هواپیما شدند.
We boarded the train in Berlin.
ما در برلین سوار قطار شدیم.
Please board the ship through gate three.
لطفاً از دروازهٔ شمارهٔ سه وارد کشتی شوید.
نکتهٔ کاربردی
وقتی خودِ `board` فعل جمله است، در انگلیسی پس از آن `onto` نمیآید.
ترکیبهای رایج
— سوار هواپیما شدن

