فرایند ورود مسافران به هواپیما، قطار یا کشتی پیش از حرکت.
مثالهای طبیعی
Boarding begins at gate twelve in ten minutes.
سوارشدن مسافران از ده دقیقهٔ دیگر در گیت دوازده آغاز میشود.
Please have your ticket ready for boarding.
لطفاً بلیتتان را برای سوارشدن آماده نگه دارید.
Boarding was delayed because the sea was rough.
بهخاطر مواجبودن دریا، سوارشدن به تأخیر افتاد.
نکتهٔ کاربردی
Boarding فرایند سوارشدن است؛ boarding pass کارت پرواز و to board فعل سوارشدن است.
