معنی ۱neutral · 86%
مردی که قایق را پارو میزند، هدایت میکند یا میراند، اغلب برای جابهجایی مسافران.
مثالهای طبیعی
The boatman rowed us across the narrow river.
قایقبان ما را با پارو از رودخانهٔ باریک گذراند.
We asked a boatman where to buy ferry tickets.
از یک قایقران پرسیدیم بلیت قایق مسافربری را از کجا بخریم.
Several boatmen gathered beside the landing stage.
چند قایقبان کنار اسکله جمع شده بودند.
نکتهٔ کاربردی
boatman از نظر جنسیت مشخص است؛ وقتی جنسیت معلوم نیست، boat operator یا boat worker فراگیرتر است.
