معنی ۱neutral · 89%
سوزنی بلند و کُند که برای ردکردن روبان یا کش از داخل پارچه به کار میرود.
مثالهای طبیعی
A bodkin helps thread elastic through a waistband.
سوزن کشردکن به عبوردادن کش از لیفهٔ کمر شلوار کمک میکند.
Her grandmother stored two bodkins beside the scissors.
مادربزرگش دو سوزن کشردکن را کنار قیچیها نگه میداشت.
Push the bodkin through the fabric casing carefully.
سوزن کشردکن را بااحتیاط از داخل لیفهٔ پارچه عبور بده.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد در خیاطی و صنایع دستی با معنای قدیمی و ادبیِ bodkin بهمعنای خنجر متفاوت است.
