فردی که برای محافظت از شخص دیگری در برابر خطرهای جسمی استخدام میشود.
مثالهای طبیعی
The singer walked through the crowd with two bodyguards.
خواننده با دو محافظ شخصی از میان جمعیت عبور کرد.
A bodyguard stood beside the visiting president.
محافظی کنار رئیسجمهور مهمان ایستاده بود.
She hired a bodyguard after receiving threats.
او پس از دریافت تهدیدها یک محافظ شخصی استخدام کرد.
نکتهٔ کاربردی
Bodyguard از شخص معینی محافظت میکند؛ اما security guard ممکن است نگهبان محوطه، ساختمان یا اموال باشد.
