معنی ۱neutral · 90%
بااعتمادبهنفس و آمادهٔ ریسک کردن یا گرفتن تصمیمهای قاطع
مثالهای طبیعی
The company made a bold move into a new market.
شرکت با حرکتی جسورانه وارد بازار جدیدی شد.
She was bold enough to challenge the proposal directly.
او آنقدر جسور بود که مستقیماً پیشنهاد را به چالش بکشد.
Their second plan is bolder and more ambitious.
برنامهٔ دوم آنها جسورانهتر و بلندپروازانهتر است.
نکتهٔ کاربردی
`Bold` وقتی شجاعت و اعتمادبهنفس تحسینبرانگیز باشند اغلب بار مثبت دارد، اما میتواند به وجود ریسک نیز اشاره کند.
