معنی ۱neutral · 86%
با انداختن یا کار گذاشتن بمب به مکانی حمله کردن
مثالهای طبیعی
The city was bombed during the war.
شهر در جریان جنگ بمباران شد.
Aircraft bombed the railway station.
هواپیماها ایستگاه راهآهن را بمباران کردند.
Several factories were bombed in 1944.
چند کارخانه در سال ۱۹۴۴ بمباران شدند.
نکتهٔ کاربردی
`bomb` در نقش فعل معمولاً نام یک مکان یا هدف را بهعنوان مفعول میگیرد.

