حملهٔ نظامیِ ممتد با مجموعهای از بمبها یا گلولههای توپخانه.
مثالهای طبیعی
The city endured heavy bombardment overnight.
شهر در طول شب زیر بمباران سنگین دوام آورد.
A bombardment destroyed several buildings near the port.
بمبارانی چند ساختمان نزدیک بندر را ویران کرد.
Repeated bombardments forced families to leave their homes.
بمبارانهای پیدرپی خانوادهها را مجبور به ترک خانههایشان کرد.
نکتهٔ کاربردی
bombardment هم شامل گلولهباران توپخانهای و هم حملهٔ هوایی است؛ به یک انفجار منفرد گفته نمیشود.
