معنی ۱neutral · 90%
حملهای که در آن از یک یا چند بمب استفاده میشود
مثالهای طبیعی
The bombing damaged several buildings near the station.
بمباران به چند ساختمان نزدیک ایستگاه آسیب زد.
Several bombings occurred during the final weeks of the war.
در هفتههای پایانی جنگ چند بمباران رخ داد.
A bombing near the border caused major disruption.
بمبارانی نزدیک مرز اختلال گستردهای ایجاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای یک رویداد مشخص از `a bombing` و برای فعالیت کلی از `bombing` استفاده کنید.

