کسی که بهموجب قانون یا اجبار موظف به کار برای دیگری است و آزادیِ ترک خدمت ندارد.
مثالهای طبیعی
The register described his ancestor as a bond servant.
در دفتر ثبت، از نیاکان او بهعنوان خدمتکارِ دربند نام برده شده بود.
Bond servants could not freely leave their assigned work.
خدمتکارانِ دربند اجازه نداشتند آزادانه کارِ تعیینشدهشان را ترک کنند.
The bond servant pleaded for permission to visit home.
خدمتکارِ دربند برای گرفتن اجازهٔ دیدار از خانه و خانوادهاش التماس کرد.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در گزارشهای تاریخیِ نظامهای کار اجباری و فاقد آزادی دیده میشود و عنوان شغلیِ امروزی نیست.
