دارای ضمانت مالی برای محافظت از دیگران در برابر تقلب یا انجامنشدن تعهدات.
مثالهای طبیعی
We hired a licensed and bonded contractor.
ما پیمانکاری دارای مجوز و ضمانتنامهٔ مالی استخدام کردیم.
The company employs bonded cleaners for residential work.
شرکت برای نظافت خانهها نیروهای دارای ضمانت مالی به کار میگیرد.
Is the courier service properly bonded?
آیا شرکت پیک واقعاً ضمانتنامهٔ معتبر دارد؟
نکتهٔ کاربردی
bonded با insured یکسان نیست؛ ضمانتنامهٔ تعهد، مسئولیتهای معینی را پوشش میدهد و بیمه خسارتهای تصریحشده را.
