کسی که پرداخت وثیقهٔ شخص دیگری را تضمین میکند یا برای او ضمانتنامهٔ وثیقه فراهم میکند.
مثالهای طبیعی
The family contacted a bondsman after the arrest.
خانواده پس از بازداشت با یک ضامن وثیقه تماس گرفت.
A bondsman can be liable if the accused fails to appear.
اگر متهم در دادگاه حاضر نشود، ممکن است ضامن وثیقه مسئول پرداخت آن شود.
Several bondsmen refused to underwrite the large bond.
چند ضامن وثیقه از ضمانت آن وثیقهٔ سنگین خودداری کردند.
نکتهٔ کاربردی
عمدتاً اصطلاحی در حقوق آمریکا است؛ خدمات تجاریِ ضمانت وثیقه در همهجا مجاز نیست.
