معنی ۱neutral · 90%
پرندهٔ دریایی بزرگ گرمسیری که برای گرفتن ماهی در آب شیرجه میزند.
مثالهای طبیعی
A booby circled above the fishing boat.
پرندهٔ بوبی بالای قایق ماهیگیری چرخ میزد.
Blue-footed boobies perform elaborate courtship dances.
بوبیهای پاآبی رقصهای جفتیابی مفصلی اجرا میکنند.
The booby built its nest beside the rocks.
بوبی کنار صخرهها آشیانه ساخت.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی booby نام یک پرنده است؛ booby trap ترکیبی جداگانه است و به پرندگان مربوط نیست.
