معنی ۱neutral · 86%
مغازهای که کتاب میفروشد.
مثالهای طبیعی
I found the guide at a bookstore.
کتاب راهنما را در یک کتابفروشی پیدا کردم.
Is the bookstore open on Sundays?
کتابفروشی روزهای یکشنبه باز است؟
There is a small bookstore beside the station.
کنار ایستگاه یک کتابفروشی کوچک هست.
نکتهٔ کاربردی
Bookstore بیشتر در انگلیسی آمریکایی رایج است؛ در انگلیسی بریتانیایی معمولاً bookshop میگویند.
ترکیبهای رایج
— کتابفروشی مستقل و غیرزنجیرهای
