bore
A2اسم/US /bɔr/ bôr; UK /bɔr/ bôr/
مو، سرخر، مو سرخر
JadoLearn Dictionary
معنی bore به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مو، سرخر، مو سرخر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
توانایی؛ قابلیت
حادثه؛ تصادف؛ اتفاق
حساب؛ گزارش؛ توضیح دادن
درد مبهم؛ درد کردن
دستاورد؛ موفقیت
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
یافتشده، پیدا شده، پایه گذاری کردن
اره کردن، اره
چسبانده، چسبیده، چسباننده
اندیشه، تفکر، سگال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.