معنی ۱neutral · 94%
شخصی که در محل کار مسئول توست
مثالهای طبیعی
My boss asked me to finish the report.
رئیسم از من خواست گزارش را تمام کنم.
She has a friendly boss at her new office.
او در دفتر جدیدش رئیس خوشبرخوردی دارد.
Good bosses listen to their employees.
رؤسای خوب به کارکنانشان گوش میدهند.
نکتهٔ کاربردی
boss در گفتوگوی روزمره رایج و نسبتاً غیررسمی است. manager معمولاً رسمیتر است یا به یک سمت مدیریتی مشخص اشاره میکند.
ترکیبهای رایج
— شخصی که در محل کار مسئول و سرپرست من است

