معنی ۱neutral · 89%
مربوط به گیاهان یا مطالعهٔ علمی آنها.
مثالهای طبیعی
We visited the botanical gardens on Sunday.
یکشنبه از باغهای گیاهشناسی بازدید کردیم.
The university published a botanical survey of the region.
دانشگاه یک بررسی گیاهشناختی دربارهٔ آن منطقه منتشر کرد.
Her drawings are botanical in subject and carefully detailed.
موضوع طراحیهای او گیاهشناختی است و جزئیات دقیقی دارند.
نکتهٔ کاربردی
botanical به گیاهان یا گیاهشناسی مربوط است؛ botanic هم در برخی نامهای ثابت مثل botanic garden دیده میشود.
