معنی ۱neutral · 90%
شاخهای از زیستشناسی که به مطالعهٔ علمی گیاهان میپردازد.
مثالهای طبیعی
She chose botany as her main subject.
او گیاهشناسی را بهعنوان درس اصلیاش انتخاب کرد.
Botany helps researchers understand how plants reproduce.
گیاهشناسی به پژوهشگران کمک میکند بفهمند گیاهان چگونه تولیدمثل میکنند.
Our summer course introduces botany through field trips.
دورهٔ تابستانی ما با گردشهای علمی میدانی، گیاهشناسی را معرفی میکند.
نکتهٔ کاربردی
botany نام رشته، botanist نام فرد متخصص و botanical صفتِ مربوط به گیاهان است.
