معنی ۱neutral · 89%
قطعهسنگی بسیار بزرگ و مجزا که اغلب در اثر فرایندهای طبیعی گرد شده است.
مثالهای طبیعی
A huge boulder blocked the road after the storm.
پس از طوفان، تختهسنگ بزرگی راه را بسته بود.
We rested beside a boulder near the summit.
نزدیک قله کنار تختهسنگی استراحت کردیم.
The landscaper placed three boulders around the pond.
محوطهساز سه تختهسنگ بزرگ دور برکه گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
boulder بسیار بزرگتر از pebble است؛ این واژه اندازهٔ سنگ را بیان میکند، نه نوع مادهٔ معدنی آن را.
