bound
B1اسم/US /baʊnd/ bound; UK /baʊnd/ bound/
وظیفه دار، متعهد

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
bound یعنی وظیفه دار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وظیفه دار، متعهد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.