حد و مرزِ حرکت یا رفتار پذیرفتنی، بهویژه در صورت جمع.
مثالهای طبیعی
Please keep your criticism within reasonable bounds.
لطفاً انتقادهایتان را در حد معقول نگه دارید.
Visitors must stay inside the bounds of the park.
بازدیدکنندگان باید داخل محدودهٔ پارک بمانند.
His remarks went beyond acceptable bounds.
اظهارنظرهای او از حدود قابلقبول فراتر رفت.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا معمولاً bounds بهصورت جمع میآید، بهخصوص همراه within، beyond و out of.
