مربوط به گاوها یا دیگر جانوران خانوادهٔ گاوسانان.
مثالهای طبیعی
The farm keeps several bovine species.
در این مزرعه چند گونه از گاوسانان نگهداری میشود.
The label identifies bovine milk proteins.
برچسب محصول، پروتئینهای شیر گاو را مشخص میکند.
Staff checked bovine health before transport.
کارکنان پیش از جابهجایی، سلامت گاوها را بررسی کردند.
نکتهٔ کاربردی
صفتی نسبتاً رسمی است؛ در گفتوگوی معمولی cow یا cattle اغلب روشنتر است.
