معنی ۱neutral · 86%
گرهای که با بستن نخ یا روبان، یک یا چند حلقهٔ شبیه پاپیون ایجاد میکند.
مثالهای طبیعی
She tied a neat bowknot around the parcel.
او دور بسته یک گره پاپیونیِ مرتب زد.
The bowknot came undone during the performance.
گره پاپیونی در طول اجرا باز شد.
Every bowknot on the chair decorations was tightened.
همهٔ گرههای پاپیونیِ تزیینات صندلیها را محکم کردند.
نکتهٔ کاربردی
در دستورهای کاردستی اغلب bow knot نوشته میشود و تلفظ آن BOW-knot است.
