کسی که در ورزش بوکس مبارزه میکند.
مثالهای طبیعی
The boxer trained every morning before sunrise.
بوکسور هر روز صبح پیش از طلوع آفتاب تمرین میکرد.
A local boxer won the final round.
یک بوکسور محلی راند آخر را برد.
Young boxers practise footwork and balance.
بوکسورهای جوان حرکت پا و حفظ تعادل را تمرین میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Boxer نام ورزشکار است، boxing نام رشتهٔ ورزشی و box فعل شرکتکردن در بوکس است.
