ورزشی که در آن دو نفر با دستکشهای ضربهگیر به یکدیگر مشت میزنند.
مثالهای طبیعی
My brother watches boxing every weekend.
برادرم هر آخر هفته مسابقات بوکس را تماشا میکند.
I started boxing last year.
من پارسال بوکس را شروع کردم.
Boxing requires quick feet and strong arms.
بوکس به پاهای سریع و بازوهای قوی نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
Boxing نام ورزش است و boxing match به یک مسابقه اشاره دارد؛ آن را با بستهبندی وسایل در جعبه اشتباه نگیرید.
