خودستاییِ اغراقآمیز و نمایشی در گفتار یا رفتار.
مثالهای طبیعی
The boxer’s braggadocio entertained some fans and annoyed others.
لافزنیِ بوکسور بعضی از هواداران را سرگرم و بعضی دیگر را کلافه کرد.
Behind the candidate’s braggadocio lay a rather ordinary proposal.
پشت خودستاییِ نمایشیِ نامزد انتخاباتی، پیشنهادی نسبتاً معمولی قرار داشت.
The album mixes playful braggadocio with honest reflection.
این آلبوم لافزنیِ شوخطبعانه را با تأملی صادقانه درهم میآمیزد.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی ادبی یا روزنامهنگارانه است؛ گاهی لحنی بازیگوش و تحسینآمیز دارد، اما بیشتر انتقادی است.
