معنی ۱informal · 90%
کسی که بارها از دستاوردها یا داراییهایش لاف میزند.
مثالهای طبیعی
Everyone avoided the braggart after his latest boast.
پس از آخرین لافزنی او، همه از آن آدم خودستا فاصله گرفتند.
A braggart at heart, he exaggerated every victory.
او ذاتاً لافزن بود و هر پیروزی را بزرگنمایی میکرد.
The braggarts compared expensive watches all afternoon.
لافزنها تمام بعدازظهر ساعتهای گرانقیمتشان را با هم مقایسه کردند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای توهینآمیز است، نه توصیفی خنثی برای فردی بااعتمادبهنفس.
