معنی ۱neutral · 86%
بخشی از وسیلهٔ نقلیه که سرعت آن را کم یا متوقف میکند.
مثالهای طبیعی
Press the brake to stop the car.
برای توقف خودرو ترمز را فشار بده.
My bike’s brakes make a strange noise.
ترمزهای دوچرخهام صدای عجیبی میدهند.
Are the brakes working properly?
ترمزها درست کار میکنند؟
نکتهٔ کاربردی
Brake وسیلهٔ متوقف کردن است و break واژهای متفاوت با تلفظ یکسان است.
ترکیبهای رایج
— ترمز گرفتن
