معنی ۱neutral · 82%
به یک محصول یا شرکت نام و هویتی مشخص دادن
مثالهای طبیعی
The company branded the product for younger customers.
شرکت با در نظر گرفتن مشتریان جوانتر، برای محصول برندسازی کرد.
They branded the hotel as a luxury destination.
آنها هتل را بهعنوان یک مقصد لوکس معرفی کردند.
The service is branded as environmentally friendly.
این خدمت با عنوان دوستدار محیطزیست معرفی میشود.
نکتهٔ کاربردی
`Brand` در نقش فعل بهویژه در بافتهای تجاری و بازاریابی رایج است.

