دارای رنگ زرد یا جلای فلز برنج.
مثالهای طبیعی
Brassy lamps gave the room a dated look.
چراغهای برنجیرنگ، اتاق را قدیمی جلوه میدادند.
Her blonde hair had become too brassy.
رنگ موی بلوند او بیشازحد زرد و نارنجی شده بود.
The fabric looked brassy under bright lights.
پارچه زیر نور شدید تهرنگی زرد و برنجی داشت.
نکتهٔ کاربردی
در حوزهٔ رنگ مو، brassy اغلب به زردی یا نارنجیِ ناخواسته در موهای روشنِ رنگشده اشاره میکند.
