معنی ۱informal · 85%
کودکی که بدرفتار، بیادب یا لوس دانسته میشود.
مثالهای طبیعی
That brat kicked sand at the other children.
آن بچهٔ تخس به سمت بچههای دیگر شن پرتاب کرد.
Nobody wanted to babysit the brats next door.
هیچکس نمیخواست از بچههای لوسِ همسایه مراقبت کند.
Calling a child a brat can damage their confidence.
اینکه به کودکی بگویید «بچهٔ تخس» میتواند اعتمادبهنفسش را خدشهدار کند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه در ترکیبهایی مانند «spoiled brat» هم دیده میشود.
