معنی ۱neutral · 84%
فریاد تأیید یا تحسین، بهویژه پس از یک اجرا.
مثالهای طبیعی
A single bravo rang out before the applause began.
پیش از شروع تشویقها، یک نفر بلند فریاد «آفرین!» سر داد.
The actors received several bravos after the final scene.
بازیگران پس از صحنهٔ پایانی چندین فریاد «آفرین!» شنیدند.
One enthusiastic bravo came from the back row.
یک فریاد پرشور «آفرین!» از ردیف عقب بلند شد.
نکتهٔ کاربردی
bravo بهعنوان اسم یعنی فریاد تحسین؛ Bravo! معمولاً یک ندای مستقیم است. معنای قدیمیِ «آدمکش» منسوخ شده است.
