معنی ۱neutral · 89%
صدایی بلند و خشن شبیه عرعر الاغ تولیدکننده.
مثالهای طبیعی
A braying donkey woke the entire village.
الاغی که عرعر میکرد همهٔ روستا را بیدار کرد.
Their braying laughter drowned out the speaker.
خندههای گوشخراش آنها صدای سخنران را زیر خود برد.
The braying voices followed him down the street.
صداهای بلند و عرعرمانند تا پایین خیابان دنبال او میآمدند.
نکتهٔ کاربردی
توصیف صدای انسان با braying معمولاً انتقادی یا تمسخرآمیز است.
