عمل نکردن به قانون، توافق، وظیفه یا معیار پذیرفتهشده
مثالهای طبیعی
The delay constituted a breach of the supply agreement.
این تأخیر نقض قرارداد تأمین محسوب میشد.
Sharing those records was a serious breach of confidentiality.
بهاشتراکگذاری آن سوابق، نقض جدی محرمانگی بود.
The company was found in breach of safety regulations.
مشخص شد شرکت مقررات ایمنی را نقض کرده است.
نکتهٔ کاربردی
`Breach of` در بافتهای حقوقی، حرفهای و مقرراتی بسیار رایج است.
