آسیب زدن به چیزی بهطوری که دیگر کار نکند یا سالم و یکپارچه نباشد.
مثالهای طبیعی
I broke my phone yesterday.
من دیروز گوشیام را شکستم.
She broke the glass.
او لیوان را شکست.
My son broke his toy.
پسرم اسباببازیاش را شکست.
نکتهٔ کاربردی
وقتی شخص یا چیزی باعث آسیب به یک چیز دیگر میشود از break + object استفاده کنید. شکل گذشته آن broke است.
