معنی ۱neutral · 89%
آسیبی که بر اثر شکستن چیزی به وجود میآید.
مثالهای طبیعی
The glasses arrived without any breakage.
لیوانها بدون هیچ شکستگیای به دستمان رسیدند.
Gentle brushing can help reduce hair breakage.
برسزدن آرام میتواند به کاهش شکستگی مو کمک کند.
Extra padding minimizes breakage during transport.
لایهٔ محافظ اضافی، شکستگی کالاها هنگام حملونقل را به حداقل میرساند.
نکتهٔ کاربردی
breakage معمولاً نام آسیب ناشی از شکستن است، نه عمل عمدیِ شکستن یک چیز.
