پایان یک رابطهٔ عاشقانه یا عاطفی
مثالهای طبیعی
Their breakup surprised many of their friends.
جدایی آنها بسیاری از دوستانشان را غافلگیر کرد.
After a painful breakup, he moved closer to family.
او پس از جدایی دردناکی، به خانوادهاش نزدیکتر نقل مکان کرد.
Her recent breakup made it hard to focus at work.
جدایی اخیرش باعث شده بود تمرکز کردن در محل کار برایش سخت باشد.
نکتهٔ کاربردی
Breakup اسم است و break up فعل عبارتی: they broke up after their breakup.
