یکی از دو بخش برجستهٔ بافت در جلوی قفسهٔ سینهٔ انسان.
مثالهای طبیعی
She noticed a lump in her breast.
او متوجه تودهای در پستانش شد.
The baby rested against her breast.
نوزاد سرش را به سینهٔ او تکیه داد.
The nurse explained how to examine each breast.
پرستار توضیح داد که چگونه هر پستان را معاینه کنند.
نکتهٔ کاربردی
Breast به بافت مشخصی اشاره میکند؛ chest نام بخش وسیعتری از جلوی بالاتنه است.
