معنی ۱neutral · 90%
ساختمان یا کسبوکاری که در آن آبجو تولید میشود.
مثالهای طبیعی
We toured a brewery in the old industrial district.
از یک کارخانهٔ آبجوسازی در منطقهٔ صنعتی قدیمی بازدید کردیم.
The brewery plans to hire fifteen more workers.
کارخانهٔ آبجوسازی قصد دارد پانزده نیروی دیگر استخدام کند.
Several small breweries offer guided visits on weekends.
چند کارخانهٔ کوچک آبجوسازی آخر هفتهها بازدید با راهنما برگزار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
جمع breweries با تبدیل -y به -ies ساخته میشود؛ brewer نام سازنده است، نه محل تولید.
