معنی ۱neutral · 90%
قطعهای سخت و مستطیلی که برای ساخت دیوار و سازه استفاده میشود
مثالهای طبیعی
Workers stacked the bricks beside the unfinished wall.
کارگران آجرها را کنار دیوار ناتمام روی هم چیدند.
A loose brick had fallen from the chimney.
یک آجر لق از دودکش افتاده بود.
They replaced three damaged bricks near the window.
آنها سه آجر آسیبدیده نزدیک پنجره را عوض کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای قطعات ساختمانی منفرد، `brick` قابلشمارش است: `a brick`، `two bricks`.

