تکهای شکسته از آجر که میتوان آن را پرتاب کرد.
مثالهای طبیعی
A brickbat shattered the abandoned building’s window.
پارهآجری شیشهٔ ساختمان متروکه را شکست.
The excavation team found several brickbats near the wall.
گروه حفاری چند پارهآجر نزدیک دیوار پیدا کرد.
Officers recovered a brickbat from the pavement.
مأموران یک پارهآجر از روی پیادهرو پیدا و جمعآوری کردند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنای واقعی، امروزه عبارت piece of brick رایجتر است.
