برای مدت کوتاهی
مثالهای طبیعی
We spoke briefly after the meeting.
بعد از جلسه مدت کوتاهی با هم صحبت کردیم.
The train stopped briefly at the border.
قطار برای مدت کوتاهی در مرز توقف کرد.
She briefly visited the office before lunch.
او پیش از ناهار برای مدت کوتاهی به دفتر سر زد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، `briefly` تأکید میکند که یک عمل فقط مدت کوتاهی طول کشیده است.
