معنی ۱neutral · 88%
شخص یا چیزی که چیزی را میرساند یا باعث رسیدن و پدیدآمدن آن میشود.
مثالهای طبیعی
Nobody wanted to be the bringer of bad news.
هیچکس دلش نمیخواست خبر بد را بیاورد.
The storm proved a bringer of welcome rain.
طوفان در نهایت بارانی بهموقع و خوشایند با خود آورد.
They praised her as a bringer of hope.
او را بهعنوان کسی که امید میآورد ستودند.
نکتهٔ کاربردی
ساخت bringer of ... بهویژه دربارهٔ مفاهیم انتزاعی، از آوردن bringer بهتنهایی طبیعیتر است.
